تفاوت تحلیل تکنیکال و فاندامنتال | کدام بهتر است؟ مقایسه کامل 2025
تفاوت تحلیل تکنیکال و فاندامنتال؛ مقایسه دو روش اصلی تحلیل بازار
وقتی صحبت از تصمیمگیری در بازارهای مالی مثل ارز دیجیتال، بورس یا فارکس میشود، دو روش تحلیل همیشه مطرح هستند:
تحلیل فاندامنتال (Fundamental Analysis) و تحلیل تکنیکال (Technical Analysis).
هر دو روش به سرمایهگذار کمک میکنند آینده بازار را بهتر پیشبینی کند، اما هرکدام از زاویهای متفاوت به موضوع نگاه میکنند.
تحلیل فاندامنتال چیست؟ (Fundamental Analysis)
تحلیل فاندامنتال به دنبال بررسی ارزش واقعی یا ارزش ذاتی یک دارایی است. در این روش سعی میشود با بررسی اطلاعات اقتصادی، مالی و عوامل کیفی، بفهمیم قیمت فعلی یک دارایی منطقی است یا خیر.
ابزارهای اصلی تحلیل فاندامنتال
بررسی صورتهای مالی شرکتها
شاخصهای کلان اقتصادی مثل GDP، تورم، نرخ بیکاری
نرخ بهره بانک مرکزی
اخبار و رویدادهای مهم اقتصادی
کیفیت مدیریت، رقابتپذیری و برند
رویدادهای اثرگذار مثل هاوینگ بیتکوین، قوانین جدید و رگولاتوری
مزایای تحلیل فاندامنتال
مناسب برای سرمایهگذاری بلندمدت
درک عمیق از وضعیت واقعی یک دارایی
شناسایی داراییهای کمارزشگذاری شده (Undervalued)
بررسی ریسکهای اقتصادی و بنیادی
معایب تحلیل فاندامنتال
زمانبر و پیچیده
تأخیر در دادهها (اطلاعات با فاصله منتشر میشود)
بیتوجهی به احساسات بازار
مناسب نبودن برای معاملات کوتاهمدت
تحلیل تکنیکال چیست؟ (Technical Analysis)
تحلیل تکنیکال بر اساس چارت قیمت و حجم معاملات کار میکند. تحلیلگران تکنیکال معتقدند که تمام اطلاعات لازم در قیمت جاری بازار نهفته است.
ابزارهای اصلی تحلیل تکنیکال
الگوهای قیمتی
خطوط روند
سطوح حمایت و مقاومت
اندیکاتورها (RSI، MACD، میانگین متحرک و…)
کندلاستیکها و الگوهای شمعی
حجم معاملات و مومنتوم
مزایای تحلیل تکنیکال
مناسب برای تریدرهای کوتاهمدت
تصمیمگیری سریع (Real-time)
سادهسازی دادهها با نمودار
امکان تعیین نقاط ورود و خروج دقیق
معایب تحلیل تکنیکال
احتمال صدور سیگنال اشتباه
وابسته به رفتار جمعی و هیجانات
احتمال «توهم الگو» و تحلیلهای سلیقهای
بیتوجهی به ارزش واقعی دارایی
تفاوت تحلیل تکنیکال و فاندامنتال (مقایسه کامل)
| ویژگی | تحلیل فاندامنتال | تحلیل تکنیکال |
|---|---|---|
| دید زمانی | بلندمدت | کوتاهمدت تا میانمدت |
| نوع داده | اقتصادی، مالی، بنیادی | قیمت، حجم، نمودار |
| هدف | تشخیص ارزش واقعی دارایی | تشخیص زمان مناسب خرید/فروش |
| مزیت اصلی | درک عمیق از واقعیت | سرعت و دقت در ورود/خروج |
| ضعف اصلی | تأخیر در دادهها | سیگنالهای اشتباه |
| مناسب برای | سرمایهگذاران بلندمدت | تریدرها و اسکالپرها |
کدام بهتر است؟ تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟
هیچکدام «بهتر» نیستند؛
بلکه کاربرد هر روش متفاوت است.
اگر میخواهید:
روی سهام یا ارز دیجیتال بلندمدت سرمایهگذاری کنید → فاندامنتال بهتر است
در نوسانات کوتاهمدت سود کنید → تکنیکال ضروری است
تصمیمگیری حرفهای داشته باشید → ترکیب هر دو بهترین انتخاب است
بهصورت خلاصه:
فاندامنتال = چه چیزی بخریم؟
تکنیکال = چه زمانی بخریم یا بفروشیم؟
ترکیب تحلیل تکنیکال و فاندامنتال
سرمایهگذاران حرفهای معمولاً رویکرد ترکیبی (Hybrid) دارند:
فاندامنتال → انتخاب دارایی مناسب
تکنیکال → انتخاب زمان خرید/فروش
این روش:
ریسک را کاهش میدهد
نقطه ورود و خروج بهتری میدهد
دید بلندمدت و کوتاهمدت را با هم ترکیب میکند
جمعبندی: تفاوت تحلیل تکنیکال و فاندامنتال
فاندامنتال، ارزش واقعی دارایی را مشخص میکند.
تکنیکال، رفتار قیمت را بررسی میکند.
هر دو روش مزایا و معایب خاص خود را دارند.
بهترین رویکرد، استفاده ترکیبی از هر دو تحلیل است.
اگر به دنبال یک استراتژی پایدار، کمریسک و حرفهای هستید، استفاده از تحلیل تکنیکال + تحلیل فاندامنتال بهترین انتخاب شماست.
تفاوت تحلیل تکنیکال و فاندامنتال | کدام بهتر است؟ مقایسه کامل 2025
در تحلیل تکنیکال نمودار لگاریتمی بهتر است یا حسابی؟
همانطور که میدانید تحلیلگران با استفاده از انواع نمودارهای قیمتی و ابزارهای تکنیکال میتوانند مسیر حرکت آینده قیمت را پیشبینی کنند.
نمودارهایی که در تحلیل تکنیکال استفاده میشوند، به طور کلی از دو محور عمودی و افقی تشکیل شدهاند. محور افقی نمایانگر زمان و محور عمودی قیمت را نشان میدهد. محور عمودی که تغییرات قیمت سهام را نشان میدهد خود به صورت دو مقیاس حسابی و لگاریتمی رسم میشوند. از آنجایی که هر کدام از این دو روش رسم نمودار مزایا و معایب خاص خودشان را دارند. ما در این مقاله قصد داریم به بررسی تفاوت بین این دو نمودار بپردازیم تا به شما کمک کنیم با توجه به سبک تحلیل خود، نوع نمودارتان را مشخص نمایید.
در ابتدا اجازه دهید هر کدام از این نمودارها را به صورت مجزا بررسی کنیم سپس به این موضوع که کدام بهتر یا مناسبتر است بپردازیم.
رسم نمودار با مقیاس خطی (حسابی) در تحلیل تکنیکال
در این نمودار فواصل بین قیمتها در محور عمودی یکسان است. یعنی محور قیمتی به بازههای کاملا مساوی تقسیم شده است. به طور کلی این مقیاس زمانی کاربردی خواهد بود که روند کلی بازار مدنظر خنثی باشد یا تغییرات قیمتی در بازه زمانی مد نظر ما زیر 100 درصد باشد.
نموداری که در همه نرمافزارهای تحلیل تکنیکال به صورت پیشفرض به ما نشان داده میشود، نمودار خطی یا حسابی میباشد.
خرید و فروش ارز دیجیتال : مزیت رقابتی بیت گرند عدم محدودیت میزان مبلغ خرید و فروش (تمام صرافی های ارز دیجیتال محدودیت سقف معاملات 25 میلیون را اعمال می کنند.)
خرید و فروش ارز دیجیتال با حجم بالا
معاملات خرید و فروش تتر، بیت کوین و.....
تمام ارزهای لیست شده در بایننس
از ارزش 1000 دلار تتر تا هر میزان، بدون محدودیت
رسم نمودار با مقیاس لگاریتمی (درصدی)
مهم ترین تفاوت با نمودار حسابی این است: در نمودار لگاریتمی فواصل قیمتی با هم برابر نیستند. در واقع فواصل قیمتی به صورت درصدی بر روی محور عمودی یا قیمت نشان داده میشوند. از آنجایی که در نمودار لگاریتمی فواصل قیمتی مساوی نیستند، هر چقدر قیمت بالاتر رود، فواصل برابر در محور عمودی، درصد سود کمتری به ما خواهند داد. در نمودار لگاریتمی تفاوت در نمودارهای بلندمدتتر اهمیت بیشتری دارد. در نمودار لگاریتمی، برای اینکه قیمت آخر حاصل شود؛ تغییرات قیمت به صورت ضریبی در قیمت اول ضرب میشود.
- فرمولی که حاصل میشود بدین صورت خواهد بود: قیمت اولیه* (100+n)/100= قیمت آخر (*در این فرمول n درصد سود می باشد* )
مقیاس لگاریتمی توسط اکثر تحلیلگران حرفهای و معاملهگران استفاده میشود.
اجازه دهید با یک مثال کمی بحث را سادهتر کنیم و تفاوت این دو را نیز مشخص کنیم:
به طور کلی تحلیلگران با توجه به نوع تحلیل و بازه زمانی مدنظر از این دو نمودار استفاده میکنند. در نظر بگیرید شخصی سهامی را با قیمت 100 تومان خریده و بعد از افزایش قیمت به 500 تومان اقدام به فروش این سهام کرده است.
- از نظر حسابی اگر نگاه کنیم تغییرات قیمت سهام 400 تا بوده است.
- از نظر لگاریتمی قیمت با افزایش 400 درصدی مواجهه شده است.
حالا فرض کنید در معامله دوم سهم را در قیمت 600 تومان خریده و بعد از افزایش قیمت در قیمت 1000 اقدام به فروش کردهاید.
از نظر حسابی تغییرات قیمت همچنان 400 تا میباشد، اما درصد سود از نظر لگاریتیمی متفاوت است.طبق فرمولی که پیشتر گفتیم اینجا درصد سود 66 درصد خواهد بود.
600*(100+n)/1000=100
n= 66.6%
تفاوت ترسیم نمودار به روش لگاریتمی و حسابی
همانطور که پیشتر گفتیم تفاوت در محور قیمت مشاهده میشود. در نمودار لگارتیمی محور قیمت درصدی نمایش داده میشود و فواصل قیمتی یکسان نیست. حال آنکه در نمودار حسابی محور قیمت به صورتی عدد مشخص میشود و فاصله بین آنها یکسان است.
معمولا نمودار حسابی در بازههای قیمتی کوچک و برای نوسات کوتاهمدت استفاده میشود، در صورتی که در تحلیلهای بلند مدت به دلیل بازه قیمتی بیشتر، مقیاس لگاریتمی مورد استفاده قرار میگیرد.
در روش لگاریتمی میزان حد ضرر و سود به صورت دقیق محاسبه میشود و تغییرات قیمتی واقعی تر است.
اکنون این سوال مطرح میشود که نمودار حسابی بهتر است یا لگاریتمی؟
شما میتوانید از هر دو نمودار استفاده کنید. استفاده از هر کدام از این نمودارها کاملا به نوع تحلیل شما، شرایط بازار و تایم فریم مورد بررسی بستگی دارد. بسیاری از تحلیلگران از جمله آنهایی که در بورس فعالیت دارند، به دلیل حرکات قیمت واقعیتر از نمودار لگاریتمی استفاده میکنند.
همچنین چون اکثر معاملهگران حد ضرر و سودشان را به صورت درصدی محاسبه میکنند، به همین دلیل، در تغییرات قیمتی بالاتر از 100 درصد و نمودارهای بلندمدت، نمودارهای لگاریتمی را ترجیح میدهند. اما معاملهگرانی که به دنبال نوسان گرفتن از حرکات کوتاه مدت قیمت هستند و محدودههای کوچک را انتخاب میکنند، انتخابشان نمودار حسابی میباشد.
در بازههای زمانی کوتاه مدت و کوچک که درصد تغییرات قیمت معمولا زیر 100 درصد است اولویت با نمودار حسابی است زیرا در اینجا نمودار لگاریتمی با حسابی اختلاف چندانی نخواهد داشت.
تفاوت نمودار شاخص کل بورس در حالت لگاریتمی و حسابی
همانطور که مشاهده میکنید در حالت حسابی (تصویر اول) نوسانات شاخص کل از سال 1397 به قبل عملا قابل مشاهده نیست اما در نمودار لگاریتمی (تصویر دوم) کاملا این نوسانات دیده میشود.
سخن پایانی
در این مقاله سعی کردیم تا حدی به بررسی این دو نمودار بپردازیم. گفتیم که اکثر تحلیلگران حرفهای و تعداد بسیاری از معاملهگران از نمودار لگاریتمی استفاده میکنند اما توجه کنید که بهتر است پس از بررسی نمودار لگاریتمی نیم نگاهی هم به نمودار حسابی داشته باشید، چون ممکن است در اینجا یک سری حمایتها و مقاومتهایی دیده شود که در حالت لگاریتمی مشخص نبودند.














